ازهمه چيز

فرهنگی اجتماعی هنری

ناتوانی ومعلولیت
نویسنده : - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٩
 

 

  زمان دانشجویی درسی داشتیم به نام اصول توانبخشی وطب فیزیکی که یک واحد بود وهنوزهم تدریس میشود .

استاد این درس آقایی بود که از انجمن توانبخشی برای تدریس میامد . فردی بود خوش لباس و شیک و پیک وکراوات زده ومرتب .

اولین جلسه درس به معارفه وآشنایی وقصه گویی گذشت و جلسه دوم استاد گفت بچه ها امروز میخواهم فرق بین Disability  و handicap  را بگویم (دو تعربف از معلولیت ) وگفت . تمام شد .

جلسه سوم هم باز همین مطلب تکرار شد در حالی که ما ته کلاس ازخنده روده بر شده بودیم !!!!!

جلسه بعد هرگز برگزار نشد چون به اعتصابای دانشگاه وتغطیلی برخورد و بعداز بازگشایی دانشگاه این درس راداده بودند به یک دکتر متخصص طب فیزیکی که از امریکا آمده بود که او هم در نوع خودش پدیده جالبی بود ...بگذریم 

در آن زمان معنی وتفاوت این دو واژه برای ما اهمیت چندانی نداشت ومابیشتر به درسهای سخت تر و کلا درمان بیماران فکر میکردیم نه جامعه شناسی آنها .

اصولا این کلمات زیاد به فیزیوتراپی مربوط نبودن و کاردرمانها بیشتر با این اصطلاحات  سروکارداشتند .

   این روزها بعدازگذشت سال ها دوباره با این اصطلاحات سرو کار پیداکرده ام چون باید خودم این درس رابگویم !!!!

حقیقتش این است که کلمه disability  به معنای ناتوانی به حالتی اطلاق میشود که فردی از لحاظ جسمی یا ذهنی دچار نقص یا کمبود است وقادر به انجام حرکت یا فعالیت های روزانه اش نیست ویا آن ها را بسختی انجام میدهد . درواقع جنبه پزشکی پدیده معلولیت است (medical side of disability)

و اما handicap  به معنای ناتوانی فرد معلول در برقراری ارتباط با جامعه است . یعنی به دلائلی ازحضور درجامعه و شرکت درفعالیت های اجتماعی محروم است .

این محرو میت میتواند علل گوناگونی داشته باشد ازجمله نبود امکانات مناسب جهت رفت وآمد ناتوانان در اماکن عمومی ، نبودن مشاغل مناسب با شرایط جسمی این افراد ، طردافراد ناتوان ازطرف جامعه به دلیل فقر فرهنگی وبینش های قدیمی و خرافی عامه . درواقع جنبه اجتماعی این پدیده است (social side of disability)

البته همیشه کنجکاو بودم که معنی واژه هندی کپ را بدانم و بدانم که ارتباط دو کلمه هند به معنی دست وکپ به معنی کلاه چیست و چه ارتباطی با معلولیت دارد .

این کلمه در قدیم در انگلستان وامریکابه افرادی گفته میشد که کلاه خودرا در دست گرفته ودر اماکن عمومی  ازمردم تقاضای کمک میکردند . یا به عبارت خودمان کاسه ....دست میگرفتند .

من اینجا ازناتوانان عزیز عذر میخواهم  ازبه کاربردن این عبارات ولی واقعیت تلخی است .

کاربرد این کلمه  باعث اعتراض انجمن ها وسازمان های حامی معلولین در این کشورها شد  و کاربرد آن کمتر شد ولی هنوز ازفرهنگ توانبخشی آنها حذف نشده است .

امادر ایران ما تقسیم بندی معلولیت به این صورت نداریم و عنوان کلی معلول به افرادی اطلاق مشود که از لحاظ جسمی یاذهنی دچار آسیب هستند و نیازمند بازتوانی

البته نگرش ودیدگاه جامعه ما نسبت به ناتوانان در سال های اخیر خیلی بهتر شده است وخانواده ها  نسبت به درمان وآموزش کودکان ناتوان خود اهمیت بیشتری میدهند . هرچند که خیلی از خانواده ها به دلیل فقر مادی یا نبود امکانات درمانی یا آموزشی فرزندان خودرا در آسایشگاه های بهزیستی گذاشته وبعضا دیگر سراغی از آنها نمیگیرند .

ولی با این حال میتوان گفت که دیدگاه عامه در مورد پدیده معلولیت تغییر بسزایی کرده وجامعه بیشتر ازقبل پذیرای این افراد است . البته هنوز نیاز به کارفرهنگی دراین زمینه هست 

امروزه درمیان ناتوانان هنرمند، ورزشکار، استاد و.....بسیارند این مسئله ازهمه چیز مهمتر است که به ظرفیت ها واستعداد ها و توانایی های این عزیزان باید توجه بشود . 

ذکر چند نکته ضروری است:

1-      ناتوانان افرادی عادی مانند من وشما هستند وحق برخورداری از زندگی سالم وطبیعی راداراهستد

2-      بزرگترین اشتباه ما ترحم کردن به آنهاست کمک کردن با دلسوزی کردن متفاوت است

3-      فرد ناتوان باید یاد بگیرد که مستقل باشد وتاحدامکان ازتوانایی هایش استفاده کند 

4-      فرد ناتوان نیازمند محبت وهمکاری است

5-      به ناتوانان کمک کنیم اما به جای آنها کارنکنیم